جلسه شانزدهم کاردرماني
واي خداي من
کلي دعا کردم که تو کاردرماني بهانه نگيري
اما فايده نداشت
گريه ميکردي در حد ضجه زدن و هق هق کردن
هم نميتونستم گريه رو ببينم
و هم
ناراحت بودم که شما همکاري نکردي و دو ساعت و نيم تو ترافيک موندن
هيچ نتيجه اي نميده و دست خالي برميگردم خونه
اقاي سليماني هم حسابي باهات راه اومد و درمقابل گريه هاي وحشتناکش هيچ چيزي نگفت
ازش عذر خواهي کردم و باهم برگشتيم
باز با غصه و ناراحتي برگشتم خونه
اما سليماني چيزي گفت که خوشحالم کرد
گفت جلساتي رو ميخواد بذاره که دکتر پيشياره حضور داشته و ايشون هم با شما کار کنه
مثل اينکه سليماني هم فهميده من چقدر اذيت ميشم
خداروشکر
شايد اين وسيله اي باشه شما بهتر شي
اميدوارم.


جلسه شانزدهم کاردرماني 